امروز سه شنبه 21 آبان 1398
navamooz.cloob24.com
    0

    تحقیقات جدید در آمریکا نشان می‌دهد که قرار گرفتن کودکان در معرض دود سیگار باعث کاهش عملکرد ریه آنها در 7 سالگی می‌شود.

    به گزارش فارس، این تحقیقات نشان داد که این کاهش عملکرد ریه در بین دختربچه‌ها نسبت به پسر بچه‌ها 6 برابر بیشتر است.

    براساس این پژوهشها، زمان ابتلا به حساسیت بسیار مهم است، زیرا کودکانی که در سال دوم خود به حساسیت دچار می‌شوند، بیشتر در معرض ابتلا به مشکلات ریوی در طول دوره طفولیت به خاطر دود سیگار قرار دارند.

    این پژوهش ها همچنین نشان می دهد، با استنشاق دود سیگار یا قلیان 4000 ماده شیمیایی و 20 نوع ماده سمی نظیر سیانور، بنزن، فلزات سنگین، سرب و کرم وارد بدن می‌شود.

    این مواد با بروز سرطان‌هایی نظیر ریه، حنجره، حفره دهان، حلق، مری، معده، لوزالمعده، کلیه، مثانه و دهانه رحم در ارتباط است.

    0

    اگر ما بتوانیم دلیل واقعى نظم و تربیت کودکان را بفهمیم آنگاه همه مشکلات آسان مى‏شود. منضبط بودن تنها انجام قوانین نیست. کودکى که همیشه دستورات پدر و مادر را انجام مى‏دهد و ظاهرا کودک آرامى است و هرگز خلاف خواسته پدر و مادر انجام نمى‏دهد، آیا در آینده مى‏تواند با تغییرات و مسائلى که در زندگیش به وجود مى‏آید کنار بیاید؟

    هدف انضباط آن است که به بچه‏ها توانایى اداره کردن خود و زندگى‏شان داده شود.

    انضباط، آنها را قادر مى‏سازد که با محیط‏هاى جدید کنار آمده، تفکر منطقى داشته و به خوبى با مسائل خود کنار آیند. و به این طریق توانایى انتخاب‏هاى صحیح را در جاهاى مورد نیاز پیدا مى‏کنند.

    راهنمایى براى اطمینان از اینکه کودکانتان با انضباط هستند

    آیا هرگز به فکرتان خطور کرده است که کودکان به دلیل داشتن سن کم و چشم و گوش بسته نیازى به آن ندارند که موارد انضباطى به آنها یادآورى گردد؟ آیا تصور مى‏کنید که اگر چه شما این موارد را به آنها گوشزد مى‏نمایید ولى آنها از درک آن عاجز هستند و به این دلیل شما به عنوان پدر یا مادر ناچار به تحمل این وضعیت هستید؟ بچه‏ها اغلب شیطان بوده و اسباب‏بازى‏هاى خود را پراکنده مى‏کنند و شما به عنوان پدر و مادر این وضعیت را تحمل کرده و آنها را جمع‏آورى مى‏کنید. کودک شما رفتار بدى دارد و شما اگر چه از این مسئله رنج مى‏برید ولى به دنبال یافتن دلائلى مانند کم سن بودن، معصوم

    بودن و نظایر آن هستید، تا او را تبرئه نمایید و حتى به خاطر رفتار او عذرخواهى نیز مى‏نمایید هنگامى که فرزند شما به سن نوجوانى یا حتى بلوغ مى‏رسد آیا متوجه رفتار بد خود مى‏شود؟ و نصایح شما او را ناراحت خواهد ساخت؟

    براى اطمینان از اینکه کودکان انضباط را رعایت مى‏کنند سن آنها نقش مهمى دارد ولى دلیل آن نمى‏شود که در این مورد کوتاهى کنید و کوتاه بیایید. والدین مى‏توانند در سنین مختلف فرزندان، روش‏هاى انضباطى مختلفى را تجربه کنند.

    همان طور که مى‏دانیم کودکان با تقلید از دیگران مى‏آموزند. بهترین و نزدیکترین مدل براى آنها پدر و مادر هستند. بنابراین پدر و مادر باید ابتدا انضباط را از خود، شروع کنند. پدر و مادر مى‏خواهند فرزندانشان نسبت به دیگران مؤدب باشند. بنابراین نشان دادن مثال بسیار مهم است. به محض اینکه قانونى در خانواده به اجرا در مى‏آید تمام افراد خانواده باید آن را انجام داده و هیچ تغییرى در آنچه مقرر شده است در آن زمان انجام نشود. با کمک کردن به کودک براى درک آن قانون و انجام آن، کودک انضباط شخصى را فرا گرفته و این اولین هدف منضبط بودن مى‏باشد.

    علاوه براین به اجرا در آوردن یک قانون خاص باید عملى بوده و غیر ممکن نباشد. مثلاً پدر و مادر نمى‏توانند از کودکى یکساله انتظار داشته باشند که آرام به تنهایى بنشیند و صبحانه خود را تمام کند.

    چگونه رفتار خوب را در کودک نهادینه کنیم؟ چگونه مطمئن شویم که فرزندمان مؤدب و با انضباط است؟ بعضى مواقع ما به عنوان پدر و مادر باید بگذاریم کودک در فرآیند یادگیرى از اشتباهات خود بیاموزد این اشتباهات نباید باعث شوند که به او برچسب «بد» یا «شیطان» زده شود. آنچه مهم است آن است که پدر

    و مادر باید فرزند خود را راهنمایى کنند که این اشتباهات را دوباره تکرار نکرده و در عوض رفتار خوب انجام دهد.

    چند نکته که باید مورد توجه قرار گیرد:

    * توانایى‏هاى کودک خود را به او یادآورى نمایید نه ضعف و ناتوانى‏هاى او را.

    * وقتى با موقعیت‏هایى موافق هستید، به او حق انتخاب بدهید.

    * تغییر محیط به معناى تغییر رفتار نیست.

    * به یاد داشته باشید که کودک شما قوانین خاصى را متوجه مى‏شود بنابراین او را تشویق به انجام آنها نمایید.

    * دستورات قطعى بدهید مثل «وقت خواب است مامان تختت را آماده کرده بیا بخواب».

    * براى بازداشتن او از رفتار نامناسب توضیحات مثبت بدهید مثلاً «قطعات لگو (Lego) براى ساختن چیزى است نه پرتاب کردن به این طرف و آن طرف» «بیا با هم یک قصر بسازیم»

    * کنجکاوى کودک را به حساب رفتار منفى او نگذارید.

    * وقتى کودک رفتار خوب از خود نشان مى‏دهد، او را تحسین کنید.

    0

    ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که برای رسیدن به استقلال و پیشرفت همه جانبه در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و علمی به شخصیت‌های رشد یافته نیاز دارد. چنین شخصیت‌هایی باید تربیت شوند.پژوهش‌های علوم تربیتی و روانشناسی نشان داده است همه کودکان وقتی به دنیا می‌آیند، دارای توانایی‌های بالقوه خدادادی هستند که با توجه به عوامل گوناگون ارثی و محیطی از نظر توانایی‌ها متفاوت هستند و در وضعیت‌های مختلف خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی رشد می‌یابند.

    این تفاوت‌ها بویژه در زمینه توانایی‌های عمومی شناختی، استعدادهای تحصیلی و شغلی، تفکر خلاق و سازنده، قدرت رهبری، ذوق‌هنری و انگیزش افراد بروز می‌کند.

    تیزهوش کیست‌

    طی انجام آزمون هوش به کودکانی که دارای بهره‌ هوشی 130 به بالا هستند، تیزهوش گفته می‌شود. کودکان تیزهوش و با استعداد، کسانی هستند که طبق تشخیص افراد صلاحیت‌دار و اهل فن، به دلیل استعدادهای برجسته خود، عملکردهای عالی دارند و در هر یک از زمینه‌های زیر دارای موفقیتی مشهود یا توانایی بالقوه‌ای می‌باشند.

    انواع تیزهوشان‌

    تیزهوش‌های خلاق

    علاوه بر هوش سرشار، برتری این افراد برای خلق و ایجاد مسائل هنری و ابداع از همان ابتدا مشخص است.

    از خصوصیات مهمی که کودک دارای خلاقیت را از کودکان دارای بهره هوشی سطح بالا متمایز می‌کند، توانایی یا گرایش کودک خلاق به خطر کردن است. به این صورت که کودکان دارای خلاقیت بالا به انجام خدمات غیرعادی برای گروه، ارائه ایده‌های مغایر با گروه و نتیجه‌گیری‌های نادر و منحصر به فرد تمایل نشان می‌دهند.

    تیزهوشان درسخوان:

    این کودکان به مفاهیم مجرد توجه بیشتری دارند. بهتر، سریع‌تر و بیشتر از دیگران مطالب کتاب را یاد می‌گیرند و تعداد کتاب‌هایی که خوانده‌اند، به مراتب زیاد است و از خواندن و حل مسائل لذت می‌برند.

    تیزهوشان حرفه‌ای:

    در این کودکان یادگیری اعداد بهتر است. این افراد علاقه زیادی به ساختن اشیاء، کارهای‌دستی، ریاضیات، ارزیابی، اندازه‌گیری و وزن کردن دارند. اشکال هندسی را بهتر و زودتر یاد می‌گیرند.

    تیزهوشان کم پیشرفت

    در یادگیری موفق نیستند، در واقع هوش آنها به کار گرفته نمی‌شود. این افراد قدرت درک و نبوغ و بصیرت کافی دارند ولی نمی‌دانند چرا نتیجه امتحاناتشان خوب نیست.

    سرعت پیشرفت تحصیلی کودکان تیزهوش از افراد عادی بیشتر است:

    نوجوانانی که اصطلاح تیزهوش به آنها اطلاق می‌شود، در یک عامل مشترک هستند و آن عبارت است از جذب مفاهیم انتزاعی، سازمان دادن موثر این مفاهیم و به‌کار‌بردن مناسب آنها.

    در زمینه مربوط به موضوعات درسی، برتری تیزهوشان نسبت به کودکان عادی در خواندن، کاربرد زبان، استدلال حسابی، علوم، ادبیات و هنر است.

    در اعمال مربوط به حساب و هجی کردن و اطلاعات مربوط به تاریخ و مدنی، برتری تیزهوشان کمتر مشخص است. کودکان تیزهوش خستگی خود را با کتاب برطرف می‌کنند و سرعت رشدهوشی تیزهوشان در مقایسه با کودکان عادی زیادتر است.

    کودکان تیزهوش از نظر تحصیلی بسیار پیشرفته‌تر از کودکان معمولی هستند. آنها خواندن را نزد والدین یا خود به تنهایی می‌آموزند.

    ازدواج‌های فامیلی،آری یا نه

    بررسی قرون اخیر نشان می‌دهد احتمالا عامل وراثت در تعیین هوش با میزان توانایی‌های ذهنی دخالت دارد؛ اما توانایی‌های ذهنی تنها در یک محیط مطلوب شکوفا می‌شوند و در این مورد نقش محیط فوق‌العاده حائزاهمیت است.

    بررسی‌های قرون اخیر نشان می‌دهد احتمالا عامل وراثت در تامین هوش با میزان توانایی‌های ذهنی دخالت دارد. لیکن توانایی‌های ذهنی تنها در یک محیط مطلوب شکوفا می‌شود. در این خصوص نقش محیط بسیار حائزاهمیت است.

    بیشتر شواهد مربوط به ارثی بودن هوش نشان می‌دهد دوقلوهای یک تخمکی به دلیل آن که از تخمک واحدی به وجود آمده‌اند، از لحاظ وراثت دقیقا 90 درصد همبستگی را نشان می‌دهند و همبستگی بین دوقلوهای دوتخمکی در حدود 55 درصد یا نصف است.

    وقتی فرزندان خانواده در محیط واحدی رشد می‌کنند، شباهت بیشتری در بهره هوشی آنان دیده می‌شود و مهم‌ترین علت آن ازدواج‌های فامیلی است که به نظر می‌رسد نه تنها کمتر نشده، بلکه به علت محدودیت آشنایی‌های پسران و دختران جوان، ازدواج در حلقه بسته خانواده‌های ما افزون‌تر هم شده است.

    در پس ازدواج های خویشاوندی، احتمال ژن‌های بیماری‌زا افزایش می‌یابد و فراوانی بروز صفات نهفته در فرزندان حاصل ازدواج‌های خویشاوندی است که به هیچ روی قابل مقایسه با ازدواج‌های برون‌گروهی نیست.

    در ازدواج‌های خویشاوندی پیش از ازدواج، مشاوره ژنتیک صورت می‌گیرد و حتی پس از ازدواج نیز برای برآورد احتمال تولد کودک بیمار از متخصص علم ژنتیک، مشاوره خانواده، روان‌شناس متخصص و روان‌پزشک کمک گرفته می‌شود.

    تحقیقی در کشور آمریکا و فرانسه بین هوش کودکان و ازدواج‌های خویشاوندی انجام گرفته است و همچنین در ایران نیز به نتایج مشابهی در این رابطه رسیده‌اند که بهره هوشی کودکان ازدواج‌های غیرخویشاوندی، نسبت به بهره هوشی کودکان ازدواج‌های خویشاوندی بیشتر است.

    بازهم پولدارها

    کودکان تیزهوش به خانواده‌های بالا و متوسط جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی تعلق دارند.
    زمانی که بهره هوشی تنها معیار تیزهوشی شناخته می‌شود، اغلب کودکان تیزهوش از خانواده‌هایی می‌آیند که از وضع اقتصادی بالایی برخوردارند. تعداد برادران و خواهرانشان اندک و والدینشان از آموزش خوبی برخوردارند. موقعی که از بهره هوشی به عنوان تنها معیار طبقه‌بندی استفاده می‌شود، می‌بینیم که کودکان تیزهوش به صورت مساوی در همه طبقات جامعه توزیع نشده‌اند.

    تعداد کودکان تیزهوش در محیط‌هایی که از نظر آموزشی فقیرند، در مقایسه با محیط‌هایی که فرصت‌های یادگیری در آنها وجود دارد و فعالیت‌های کودکان به صورت درست مورد تشویق قرار می‌گیرد، کمتر است.

    تعداد کودکان تیزهوش در بین پدران و مادران تیزهوش و محیط‌هایی که از نظر آموزشی غنی است، از نظر آماری بیشتر است.

    کودکان تیزهوش بیشتر در خانواده‌‌هایی ظهور می‌کنند که پدران و مادرانشان از نظر اقتصادی و سواد بالاتر از خانواده‌های محروم باشند.

    از آن ها هم انتظار شکست داشته باشید

    برخی از تیزهوشان در مقایسه با افراد عادی، حتی بدون بهره از آموزش‌های ویژه، به پیشرفت‌های بزرگی نایل می‌شوند. برخی دیگر حتی با وجود موانع بزرگی که در راه پیشرفتشان وجود دارد، موفقیت کسب می‌کنند.

    برخی از تیزهوشان ممکن است در تحصیل دچار شکست شوند و نتوانند در دانشگاه قبول شوند. شکست آنها ممکن است به این دلایل باشد: داشتن معلمان ناشی، بی‌سوادی والدین، ناسازگاری با دیگران، علاقه‌مندی به کارهای فوق برنامه، بی‌اعتنایی به محتوای درس، کوچک و ناچیز دانستن کار، نداشتن انگیزه کافی در تحصیل و کسب علم، عدم تناسب روش‌های تدریس با ذوق و سلیقه آنها، آرزوهای پردامنه و شگفت‌آور و ناتوانی معلم در درک آنها. ازجمله‌ شکست‌های نوابغ می‌توان به شکست افراد زیر در تحصیل اشاره کرد:

    اینشتین در ورود به دانشکده پلی‌تکنیک، در زبان مردود شد و در جانورشناسی و گیاه‌شناسی نمره کافی نیاورد و جا ماند.مندل دوبار در امتحانات آموزگاری مردود شد.

    تغذیه و تیزهوشی‌

    انسان با اتکاء به نیروی تفکر، تاثیرات بسیاری بر محیط زندگی خویش می‌گذارد، اما نمی‌توان اثر متقابل محیط را در تامین نیازهای اساسی و توانایی وی منکر شد. در این میان غذای مناسب نه‌تنها در برآوردن نیازهای تغذیه‌ای و برای رشد فیزیکی ضروری است، بلکه در تکامل روانی و رفتاری تاثیر بسزایی دارد.

    با توجه به آن‌که نمی‌توان یک مرحله خاص تکاملی را نسبت به مراحل دیگر ترجیح داد، ولی بسیاری مطالعات نشان داده‌اند دوران پیش از دبستان دارای حساسیت زیادی بوده و می‌تواند تاثیرات قابل توجهی در پرورش استعدادها و توان هوشی فرد داشته باشد. کمبود تغذیه‌ای طولانی در دوران کودکی به طور قابل ملاحظه‌ای بر رشد ذهنی اثر دارد.

    هوش به عوامل بسیاری وابسته است. بسیاری از مطالعات انجام شده در 25 سال گذشته اثر سوءتغذیه ابتدایی را بر رشد مغزی و یادگیری نشان داده‌اند.

    طبق آخرین پژوهش‌های انجام شده طی 25 سال گذشته در کشورهای پیشرفته، مشخص شده که هوش به میزان 70 درصد تحت تاثیر عوامل ارثی و به میزان 30 درصد تحت تاثیر عوامل محیطی قرار می‌گیرد و تغذیه به عنوان مهمترین عامل محیطی، عبارت است از تامین انرژی مورد نیاز برای فعالیت‌های روزانه چون خوابیدن، تنفس، بازی کردن و... برای نگهداری، رشد و تکثیر در بدن ضروری است.

    روزنامه اطلاعات

    0

    پاک کردن های مکرر و از سرگیری و تکرار می تواند حس حقارت را در کودک بازگو کند.
    عدم حضور کودک در نقاشی هایش نشان از عدم راحتی او در خانواده و یا تمایل به تغییراتی در سن و جنس اوست. خطوط موج دار نشان از اضطراب کودک است. نقاشی های مینیاتوری گویای ضعف اعتماد به نفس و نقاشی خیلی بزرگ، نیاز به توجه و گاه اعتماد به نفس را در او می نشاند.
    تصویر فرد با دهان بزرگ، نشان از فریاد کشیدن و شکایت از نا ملایمات است و یا فقدان گوش در نقاشی علائمی از انتقادات و اوامر و نواهی زیاد اطرافیان به اوست، که تمایل به شنیدن آنها را ندارد. اگر کودک نقاشی را در حاشیه کاغذ می کشد وابستگی او به والدین را می رساند و در صورتی که کودک خود را با فاصله از پدر و مادر ترسیم می کند، نشانه تنهایی و دوری بیشتر او از والدین است.
    حتی ترتیب زمانی ورود اعضاء خانواده به نقاشی نیز ارزش شخصیتی افراد را نشان می دهد. تشدید رنگ آمیزی در یک ناحیه، تمرکز نیروی روانی و وجود احساسات نسبت به آن ناحیه را می رساند. پرکردن افراطی صفحه با ترسیم لکه های برف یا باران گاه نشان از تنش و اضطراب است.
    هویت آدمک در نقاشی می تواند آرمان های فرد را برساند. کشیدن سر کوچک زمینه افسردگی و بی ارزشی خود، چشمان بزرگ کنجکاوی را و چشم کوچک درونگرایی و گاه امتناع از دیدن را می رساند. کشیدن دست در جیب یا پشت سر می تواند نشان از ناتوانی در برقراری ارتباط یا تمایل به پنهان کاری باشد.
    در نقاشی کودکان با خشونت، خطوط نقاشی زاویه دار و پررنگ است، دندان کشیده می شود، شانه ها پهن است، مشت ها گره خورده است، رنگ های تند و همراهی قرمز و سبز یا توأم با سیاه دیده می شود. پاک کردن های مکرر و از سرگیری و تکرار می تواند حس حقارت را در کودک بازگو کند.
    او را تشویق کنید
    لازم است والدین، نقاشی را در کودک تشویق کنند. اگر کودک در نقاشی خود مورد تمسخر قرار گیرد، قطعاً از نقاشی دلزده می شود. لذا تشویق او به نقاشی ضروری است. چرا که نقاشی وسیله ای برای بروز خلاقیت کودکان است. تشویق مهم ترین و اولین و آخرین راهکاری است که بیشتر روانشناسان آن را به والدین توصیه می کنند. حتی اگر فرزند شما کپی می کند و علاقه ای به نقاشی ندارد، هرگز او را مجبور به کاری نکنید.
    کشیدن سر کوچک زمینه افسردگی و بی ارزشی خود، چشمان بزرگ کنجکاوی را و چشم کوچک درونگرایی و گاه امتناع از دیدن را می رساند
    بلکه با توسل به معجزه تشویق او را در راهی که مناسب می دانید هدایت کنید. ساعاتی را با او نقاشی کنید. البته هر کدام برای خود چیزی بکشید. به یاد داشته باشید که همواره در نقاشی کودکان بیش از آنچه نتیجه کار مهم باشد، اجرای آن اهمیت دارد. کودک باید توانایی کسب تجارب مخصوص خود را و نه تجارب ما را داشته باشد. با دیدن نقاشی او چنان شعف داشته باشید که بیش از آن ممکن نباشد. نقاشی او را قاب کنید تا او متوجه اهمیت کارش باشد.

    همانطوری که تمامی مدرسان نقاشی کودکان با استفاده از تجربیات خود می دانند کودکان در این دوره از کمترین اطلاعات علمی برخوردارند بنابراین بسیاری از باورهایشان ساخته و پرداخته ذهن و خیال کودکی شان است. در این سن اکثر فضائی که برای خود می سازد فضائی تخیلی بوده و قابل لمس و رویت ما نیست. اولیت گام در جهت آموزش به کودکان این دوره سنی باور دنیای خیالی آنهاست. همه چیز در دنیای آنها برای ما توصیف شده نیست برای توصیف دنیای کودکان هیچ زبانی گویاتر از زبان خود آنان نیست بنابراین برای کشف آنان تغییرفضای کودکان امکان پذیر نیست چرا که با این تغییر آنان را از خیالهای تکرار ناشدنی این دوران دور نگه می داریم، پس اولین گام یم آموزش دهنده کشف دنیای فردی هر کودک و رسیدن به تخیل او می باشد. بهترین سن برای شروع آموزش به کودکان از پایان 4 سالگی پیشنهاد می شود البته باز این درهمه جا صادق نیست البته این نیز حکمی قطعی نیست چرا که بعضی از کودکان شخصیت های کودکانه شان تا حد زیادی باقی استکه امکان ماندن در جایی مشخص تحت زیادی باقی است که امکان ماندن در حای مشخص تحت عنوان کلاس، به مدت نسبتا طولانی را ندارند ویا آمادگی پذیرش آموزش در وجودشان شکل نگرفته است و یا بعضی دیگراز 3 سالگی تمایل به پذیرفتن آموزش در وجودشان حضور دارد. (که این مورد بیشتر در دختر بچه ها به چشم می خورد) به یاد داشته باشید، آموزش نقاشی برای کودکان به روش غیر مستقیم باید باشد و به تدریج وآهسته آهسته دور شدن از واقعیت ونزدیک شدن به رویاهای عادی کودکانه که معمولا در سر می پرورانند وسپس ایجاد فضائی مناسب در جهت بوجود آوردن رویاهای خلاق و تازه و بدیع. توانایی هر مربی در جهت بنا نمودن دنیایی خلاق و رسیدن به خودباوری کودکانه برای هر هنرجوی خردسال شاید سنجشی مناسب برای بررسی توانائی های یک مربی باشد. نقاشی یک بهانه است، بهانه ایی برای اینکه کودک بتواند از این طریق روند تحول خلاقیت خود را طی کند. مربی از موسیقی، تئاتر، بازی و... و شرایط کاملا غیر قابل پیش بینی در کلاس می بایداستفاده کند تا کودک را با زبان تصویر آشنا سازد (زمانی که نوع لغت های آن متفاوت است) و به کودکان بیاموزد، نقاشی گاهی تنها یک سرگرمی نیست، نقاشی یک زبان بین المللی است برای گفتن ناگفته های خود.اولین گام در جهت آموزشی درست، شناخت ابزارمناسب است ابزاری متناسب با توانائی های فیزیکی و تمایلات حسی کودکان.

    کودکان دوره پیش دبستان جذب رنگهای غلیظ می شوند، آنها تمایلی به ترکیب رنگها با هم ندارند و می توانند در زمان کمی سطح سفیدی رابا غلظت بالا ی رنگی بپوشانند بنابراین رنگ مورد رنگ مورد استفاده کودکان باید دارای نوک بزرگی باشدو همچنین دارای غلظت رنگی مناسبی نیز باشد. یکی از مناسب ترین ابزار نقاشی برای این سنین پاستل روغنی می باشدو صد البته به همراه کاغذی مناسب برای آن. کاغذ پاستل روغنی به هیچ وجه نباید دارای سطح لیزی باشد. کاغذ و مقواهای زبر بهترین نوع برای کار با این وسیله می باشد البته بافت بسیار درشت نیز توصیه نمی گردد. به خصوص برای کودکان زیر دبستان چرا که کنترل وسیله روی بافت های درشت مقوا برایشان راحت نیست. پاستل روغنی دارای غلظت مناسب و بالا و پوشش دهی خوب بر روی سطح کاغذ و جرمی مناسب برای ایجاد بافت می باشدو در عین حال قطر زیاد نوک آن در پوشش دهی سطح یزرگی از کاغذ موثر بوده است و در عین حال بخاطر چربی بالا، اصطکاک آن با سطح کاغذ کم می باشد بنابراین دست بچه ها زود خسته نمی شود که این یکی از مهمترین خصوصیت این وسیله برای کودکان می باشد. دومین وسیله ای که برای کودکان بسیار مناسب شناخته شده است، گواش می باشد. گواش نیز دارای غلظت رنگی بسیار بالا وپوشش دهی خوبی است. دقت داشته باشید که تنها گواش مخصوص کودکان برای این گروه سنی مناسب است چرا که غلظت آن به گونه ای است که احتیاج به ترکیب کردن با آب نیست و مستقیم می توانند قلمو را به آب برده و مورد استفاده قرار دهند. برای کودکان بسیار دشوار است که جرمی از رنگ را با کاردک یا هر وسیله ای مانند آن از قوطی بیرون بکشد و سپس آن را با آب توسط قلم مو مخلوط نموده و غلظت مناسبی به دست آورد که این امر برای کودکان عملی سخت است و بدست آوردن غلظت مناسب از توانائی این گروه سنی خارج می باشد. ابعاد کار نیز برای کودکان بسیار موثر می باشد کاغذ یا مقوا نباید آنقدر کوچک باشد که بچه هنگام کشیدن دچار مشکل شود (همانطور که می دانید کودکان در این گروه سنی قادر به کشیدن اجسام ظریف و یا کوچک نیستند) و نه آنقدر بزرگ باشد که کودکان را از کشیدن خسته نماید و دچار یاس شوند. برای کلیه گروهای سنی به طور عمومی می توان گفت که ابعاد کاغذ یا مقوا می باید متناسب با نوک ابزار نقاشی باشد.

    پوشیدن لباس کار به کودکان آرامش خاصی می دهد چرا که در این صورت به راحتی می توانند نقاشی کنند و حتی اگر مایل باشند لباسهای کار خود را نیز رنگی نمایند دور کردن هر گونه نگرانی هنگام کاربرای کودکان لازم است از جمله کثیف کردن فضای کار، کفش و لباس و غیره. بدانید که هنگام کار، کودک می باید کاملا آزاد و و بی دغدغه باشد تا براحتی بتواند درون خود را هنگام نقاشی کردن تخلیه کند چرا که نقاشی یکی از بهترین راههای دست یافتن به درون کودک و همچنین تخلیه روانی او می باشد. لازم به ذکر است که بهترین روش برای آموزش به کودکان کار در گروه می باشد. گروه به آنان می آموزد چگونه با دنیای خیالی یکدیگر آشنا شوندو آن را باور داشته باشند و در نتیجه به اعتمادی عمیق تر نسبت به تخیل خود پیش روند. کودکان در گروه مدام از هم می آموزند و از تجربیات نقاشانه یکدیگر بهره مند می شوند و شور والتهاب کودکانه را دائما به یکدیگر انتقال می دهند، اتفاقی که هرگز در کلاسهای آموزشی انفرادی پیش نخواهد آمد، معمولا کلاسهای خصوصی نقاشی (انفرادی) برای کودکان بخصوص این سنین، در صورت نبودن مشکل (به لحاظ جسمی و روحی) پیشنهاد نمی شود.

    همنشینی تخیلات متفاوت کودکانه امکان بروز ذهنیت رویایی و افسانه های فردی این گروه را افزایش می دهد و مدام آنان را دچار خلق کردن باورهای کودکانه می نماید.

    برگرفته از سایت آپامه

    0

    به سروصدای اولیه کودک با اشتیاق و با الفاظ بچگانه جواب دهید. قدری سیلاب ها را بکشید و با هیجان صحبت کنید، لحنی که در اصطلاح «زبان بچگانه» است. قسمت هایی در مغز که کلام را می فهمد و زبان تولید می کند، نیازمند دریافت محرک غنی است.

    3- به بازی هایی بپردازید که دست را به کار می گیرد.

    نوزادان نسبت به یادگیری بازی های ساده، خوب واکنش نشان می دهند.

    4-مراقب کودک باشید.

    وقتی کودک اشاره می کند، با نگاه مسیر را دنبال کنید و در مورد چیزها یا مسائل مورد علاقه حرف بزنید. این «توجه مشترک» به کودک می گوید که علایق و مشاهدات او برای شما اهمیت دارد.

    5- از همان اوایل، علاقه به کتاب را در او ایجاد کنید.

    کتاب های دارای تصاویر رنگی و بزرگ را انتخاب کنید و پا به پای اشتیاق بچه مثلاً سروصدای حیوانات مزرعه را در آورید. لحن صدایتان را بالا و پایین کنید. بعضی بخش های داستان را ساده کنید یا در مورد آن توضیح دهید. کودک را تشویق کنید درباره کتاب ها صحبت کند. فراموش نکنید ایجاد مهارت دریافت زبانی (فهم گفتار) مهمتر از ایجاد توان و بیان زبانی (صحبت کردن) در کودکی است.

    6-از زمان تعویض پوشک، برای تقویت احساس عاطفی نوزاد استفاده کنید.

    به آرامی شکم و موی سر او را نوازش کنید. مطالعات نشان می دهد مغز بچه هایی که به اندازه کافی نوازش نمی شوند، کوچکتر از حد عادی برای سن مربوط است. به علاوه به هنگام تعویض پوشک، فاصله بسیار خوبی با چشمان او دارید تا توجهش را به کلام خود جلب کنید.

    7- اسباب بازی هایی را انتخاب کنید که برای رشد او سودمند است.

    این بازی ها باعث می شود تا کودک روحیه کاوش و تعامل را پیدا کند. بازی هایی مانند خانه سازی (مکعب هایی که روی هم سوار می شوند) روابط علت و معلولی و استدلال «اگر- پس» را به کودک می آموزد. اگر کودک مکعب بزرگ را روی مکعب کوچک قرار دهد، مکعب بالایی می افتد. اگر با موفقیت مکعب کوچک را روی مکعب بزرگ قرار دهد، این اطلاعات را در مغز ذخیره می کند.

    8- وقتی کودک جیغ می زند، درست پاسخ دهید.

    به کودک اطمینان دهید، او را بغل کنید و نوازش دهید تا در مغزش مدارهای مثبت شکل بگیرد که با عواطف مرتبط است. بغل کردن آرام و تماس صمیمانه روزانه با بچه، امنیت عاطفی را به مغز او می فرستد.

    9- با توجه و تمرکز، اعتماد ایجاد کنید.

    کودکانی که از لحاظ عاطفی پیوند مطمئنی با والدین ایجاد کرده اند، می تواند نیروی بیشتری را صرف لذت های جستجو، یادگیری و اکتشاف کنند.

    10- از اشاره استفاده کنید.

    این کار برای کاهش فشار روحی کودک و تقویت احساسات مطبوع و امنیت عاطفی لازم است. تحقیقات نشان می دهد بچه های زودرسی که روزانه سه بار ماساژ داده می شوند، می توانند زودتر از همتایان خود که ماساژ داده نمی شوند، از بیمارستان مرخص شوند.

    11-به هنگام تمیز و مرتب کردن اشیا، از کودک کمک بگیرید.

    این کار برای تمرین دسته بندی خوب است. بچه یاد می گیرد مثلاً جانوران عروسکی شب ها در یک جا قرار داده می شوند و ماشین و دیگر اسباب بازی ها در جایی دیگر. بچه ها باید دسته بندی و مرتب سازی (گذاشتن اجسام به ترتیب مثلاً از

    کوچک به بزرگ) را در چارچوب پیشرفت شناختی در دوران پیش دبستانی بیاموزند.

    12- محیطی ایمن ایجاد کنید.

    برای کودک خود که در سنین سینه خیز رفتن یا تاتی تاتی کردن است، محیط امنی فراهم کنید. یادگیری فضایی مهم است و بچه تدریجاً درباره چیزهایی مانند زیر، بالا، نزدیک، و دور می آموزد. او خواهد توانست در ذهن خود نقشه محیط پیرامون را ترسیم کند و رابطه راحتی با جهانی که در آن زندگی می کند، برقرار کند.

    13- سرود بخوانید.

    حرکات بدن و بازی انگشت به کودک کمک می کند تا بچه اصوات را با حرکات کوچک و بزرگ جسمی ارتباط دهد. به علاوه سرود یادگیری ضرباهنگ(ریتم)، وزن و الگوهای زبانی را تقویت می کند.

    14- شتاب خود را با خلق و خوی بچه هماهنگ کنید.

    برخی بچه ها به راحتی با موقعیت های ناآشنا سازگار می شوند، برخی جسور و خودانگیخته و برخی دیگر بسیار خجول هستند. اگر می کوشید میزان جرئت و راحتی بچه ها را افزایش دهید، با شتاب فکری وی همراه شوید. به کودکی که به شدت فعال است، کمک کنید از انرژی فوق العاده اش به خوبی استفاده کند و مهار حرکات آنی را فرا بگیرد. پذیرش شما باعث می شود از آرامش مورد نیاز جهت تجربه کردن و آزادانه آموختن برخوردار شود.

    15-از وقت غذا و استراحت استفاده مثبت کنید.

    وقتی بچه غذا می خورد، اسامی غذاها را بلند بگویید. وقتی یاد گرفت خودش غذا بخورد، اظهار شادی کنید، هر چند که تلاش های اول او با ریخت و پاش همراه باشد. این کار باعث می شود تداعی معانی خوبی با زمان صرف غذا و خوردن پدید آید. دعوا و غـُر زدن در مورد غذا می تواند باعث شکل گیری الگوهای عاطفی منفی در مغز شود.

    16-در برابر کارهای بچه واکنش های آشکار نشان دهید.

    اگر به روش مناسب، اطمینان بخش و قابل پیش بینی به رفتار کودک پاسخ دهید، مغز در حال رشد نوزاد می آموزد از اطراف معنا بیاموزد. منسجم باشید.

    17- از انضباط مثبت بهره بگیرید.

    بدون ترساندن یا خجالت زده کردن بچه، پیامدهای مثبت ایجاد کنید. اگر از کودک شما کار ناشایسته ای سر زد، مثلاً بچه دیگری را زد، طوری در برابرش بایستید که چشمان شما در سطح چشمان وی باشد. با لحن ملایم و جدی، قانون لازم را تکرار کنید. قانون باید ساده و برای سن بچه قابل درک باشد. معقول نیست از کودک نوپا انتظار داشته باشیم به گلدان شیشه ای روی میز دست نزند.

    18- احساسات همدردی با دیگران را برای وی تقلید کنید.

    وقتی کسی که غمگین یا ناراحت به نظر می رسد، احساسات، توجه نشان دادن، غمخواری و مهربانی را به کودک بیاموزید. هر قدر پیوندهای مغزی بیشتری برای پاسخ های همدردی و مؤدب بودن ایجاد کنید، این مدارهای مغزی بیشتر تثبیت می شود. این امر نه تنها به یادگیری شناختی و زبان، بلکه به افزایش مهارت های عاطفی مثبت کمک می کند.

    19- امکان بازی با برخی اجسام را با نظارت خود فراهم کنید.

    چیزهایی از قبیل آب، شن و حتی خاک و گل از این دست است. این کار بچه را با خصوصیات فیزیکی و خواص ترکیبات، مایعات و جامدات آشنا می کند. به هنگام حمام، "مغز" اطلاعات مربوط به آب، صابون لغزنده و پرز حوله جذب را می کند. تجارب حسی مبنای یادگیری مغز است.

    20- به کودک ابراز علاقه و شادی کنید.

    بگذارید اشاره ها، چشمان درخشان، توجه شما به فعالیت های کودک، نوازش های نرم و لبخند، طبیعت دوست داشتنی او را تقویت کند.

    منبع: روزنامه شرق

    0

    وجود مقررات، برنامه‌ها و سیستم‌های انضباطی خشک که گاهی لازمه فعالیت‌های آموزشی تعیین شده در مکان‌های آموزشی و پرورشی می‌باشند و کوشش ذهنی هر چند ناچیز کودک را می‌طلبند، به احتمال زیاد سازش او را با محیط دچار مشکل خواهند ساخت و حالت عاطفی نامناسبی در کودک ایجاد می‌نمایند که در طرز تلقی وی نسبت به مرکز تعلیم و تربیت بی‌تأثیر نخواهد بود. بنابراین ضروری است که والدین و مربیان دلسوز در طرح برنامه‌ها و شیوه‌ های تدریس و تربیت کودک خصوصاً در این سنین ظرافت لازم را به خرج دهند و حساس تر عمل نمایند. در کودکان 6- 5 ساله یک آرامش و تعادل نسبی در رفتار به چشم می‌خورد و حرکات و رفتارهای آنها نسبت به سنین پایین کامل‌تر شده است.

    آنها می‌توانند کارهایی چون مسواک زدن دندان، شانه کردن مو، خرید نان و اعمالی از این دست را انجام دهند. پر تحرکی و هیجانات دوره طفولیت جای خود را به پایداری و سازگاری داده است. وقتی برای نقاشی کشیدن قلم در دست می‌گیرد بر خلاف چهار سالگی می‌داند که چه می‌خواهد بکشد او می‌تواند تصاویر ساده کتاب داستان خود را نقاشی کند و یا عکس‌ها و تصاویر کشیده شده را رنگی نماید.

    مفهوم اعداد را معمولاً تا عدد 5 خوب درک می‌کنند و به ازای اشیاء خارجی اعداد را بکار می‌برند. (3 گلابی، 4 عروسک و...) سوالات پی در پی و کنجکاوی فراوان آنها سبب شده این دوره به دوره «پرگویی» شهرت یابد زیرا کودک زبان را وسیله ارتباطی مناسبی یافته و از پرسیدن ترسی ندارد در صورتی که کودکان بزرگسال خجالت می‌کشند و با مسخره همسالان از سؤال کردن ندانسته‌ها دست می‌کشند. کودک پنج ساله به حدی از رشد رسیده که بتوان وظایفی را به او محول کرد که البته از پس وظایف هم برخواهد آمد به همین دلیل در بعضی از کشورها سن ورود به دبستان را پنج سالگی قرار داده‌اند و معتقدند که کودک در این سن توانایی لازم جهت پذیرش تکالیف و یادگیری را دارا می‌باشد. در 6 سالگی کودک برای مدت کمی سرکش و لجباز می‌شود و رفتاری شبیه به رفتارهای 5/2 سالگی خواهد داشت (در بعضی از سنین در کودک حالتی برگشت پذیری به دوره‌های قبلی دیده می‌شود) احساسات کودک در این سن دوگانه است یعنی لحظه‌ای پدر را دوست دارد و لحظه‌ای از او متنفر می‌باشد گاهی مادر را در آغوش می‌گیرد و زمانی از او گریزان است. در هر حال باید احساساتی بودن او را در این سن پذیرفت و در مقابل رفتارهایش، آرام و گاهی بی‌تفاوت بود. دوره پیش‌دبستان از لحاظ جسمانی دوره حساسی است کودک در عین فعالیت زیاد نا آرام هم می‌باشد و اغلب در بازی‌ها به دلیل فعالیت زیاد و هیجان دچار حادثه می‌شود. در صحبت کردن عجول است، گاهی دچار لکنت می‌شود و زمانی هم لاف می‌زند و گزاف می‌گوید که این حالت در پسران شایع‌تر است.

    کودک در این سن زمان حال را بهتر از گذشته درک می‌کند، دوست دارد خاطرات دوران نوزادی و شیرخوارگیش را بشنود و اطلاعات زیادی از محیط زندگی‌اش کسب نماید. مفهوم چپ و راست را می‌داند تصویر انسان را نقاشی می‌کند و از رنگ آمیزی لذت می‌برد. دوست دارد محور توجه قرار گیرد در مهمانی‌ها و پذیرایی‌ها اول به او تعارف شود و سهم بیشتری به او تعلق گیرد. کودک پیش‌دبستانی در انجام دستورات گستاخ و سرسخت می‌باشد بسیار حساس و پرتوقع است و دیگر ماننددوره قبل مادر برای او شخص اول نمی‌باشد. بطور کل می‌توان گفت این دوره یکی از دوره‌های حساس زندگی کودک و مقدمه‌ای برای ورود به دنیایی بزرگتر است. دادن تکالیف بیش از توان کودک برقرار نمودن انضباطی خشک، سیادت را از کودک می‌گیرد اگر در این مرحله به فرمایش پیامبر اکرم (ص) کودک را بزرگ بشماریم و اجازه دهیم مطابق میل خود به تفریح و سرگرمی بپردازد در دوره‌های بعدی هم حتماً کودکانی اطاعت‌پذیر خواهیم داشت.

    اهداف کلی آموزش و پرورش پیش از دبستان

    پرورش سلامت جسمی، هماهنگی ماهیچه‌ای مناسب و مهارت‌های حرکتی اساسی در کودک

    پرورش عادات بهداشتی سالم و تشکیل مهارت‌های پایه‌ای لازم به منظور سازگاری شخصی کودک مانند لباس پوشیدن و درآوردن، خوردن، شستن، نظافت و غیره

    پرورش آداب و نگرش‌های مطلوب، به منظور تشویق در مشارکت گروهی سالم و حساس کردن کودک به حقوق و امتیازات دیگران

    پرورش پختگی عاطفی از طریق راهنمایی کودک به بیان و ابراز خود، شناخت، پذیرش و کنترل احساسات وعواطف شخصی

    پرورش حس زیبایی شناسی در کودکان.

    برانگیختن کنجکاوی ذهنی کودک و کمک کردن به او در درک دنیایی که در آن زندگی می‌کند و شکوفا کردن علایق تازه در او از طریق فراهم آوردن فرصت‌ها برای پژوهش و جستجو و کسب تجربه

    تشویق کودک به استقلال و خلاقیت از طریق فراهم کردن فرصت‌های کافی برای ابراز وجود خود

    پرورش توانایی کودک برای بیان احساسات وافکار به زبانی روان، واضح و صحیح

    ایجاد حس اعتماد به نفس و امنیت خاطر در کودکان

    متوجه ساختن کودک به دنیای پیرامونش

    اهمیت آموزش و پرورش در دوران پیش از دبستان

    آموزش و پرورش در دوران پیش از دبستان برای رشد کلی و همه جانبه کودک اهمیت دارد چرا که:

    1) شش سال اولیه زندگی کودکان سال‌هایی حساس هستند زیرا میزان رشد در این سال‌ها نسبت به مراحل دیگر رشد سرعت بسیار بیشتری دارد.

    2) پرورش کامل استعداد‌های کودک به ویژه در این سال‌ها نیاز به محیطی محرک و برانگیزنده دارد.

    3) با افزایش تعداد مادران شاغل، گسیختن وابستگی‌ها و نظام خانواده‌های سنتی، تنش‌های روانی حاصل و نیز اشتغال والدین در خارج از خانه که حاصل الگوی زندگی کنونی است کودکان اغلب نمی‌توانند از منافع یک محیط محرک و برانگیزنده بهره‌مند شود.

    4) کودکان مناطق محروم به ویژه از این نظر محرومیت‌های بیشتری را متحمل می‌شوند. والدینی که بی‌سواد هستند تعامل مؤثر و مفید با کودکان خود را ندارند و نمی‌توانند به رشد مطلوب و مناسب گفتار و زبان و مهارت‌های شناختی کودک خود کمک کنند. فقدان تسهیلات، وسایل و موارد یعنی اسباب بازی، کتاب، امکانات بازی و غیره به محرومیت‌های آنان می‌افزاید. اگر کودکی در شش سال اول زندگی خود در چنین محیط سرشار از کمبود‌ها و محرومیت‌ها پرورش یابد تأثیر نامطلوبی بر رشد کلی و به‌ویژه ذهنی و زبانی او می‌گذارد.

    5) یک برنامه آموزش و پرورش مناسب در این دوره تجاربی محرک برای رشد ذهنی، زبانی، جسمی و اجتماعی و عاطفی کودکان فراهم می‌آورد اگر این نوع برنامه‌ها به گونه مؤثری سازمان داده شوند می‌توانند محرومیت ناشی از کمبود‌های محیط خانه را جبران کنند و کودک را در ساختن مبنایی قوی برای سهولت رشد بعدی و بارور کردن استعدادهای کاملش یاری کنند.

    6) یک برنامه آمادگی برای مدرسه کودک فراهم می‌کند و این آمادگی‌ها باعث کاهش تعداد مردودی‌ها و افت تحصیلی و شکست در سطوح ابتدایی می‌شود.

    7) وقتی کودکان خردسال به مراکز پیش‌دبستانی راه می‌یابند خواهران و یا برادران بزرگتر آنها نیز آزادی بیشتری دارند و می‌توانند بهتر به کارهای خانه و تحصیلی خود بپردازند.

    ویژگی‌هایی که در دوره پیش از دبستان بسیار مهم است

    ویژگی‌هایی که در دوره پیش از دبستان بسیار مهم است و باید به آن‌ها توجه کرده روش‌های آموزش را بر اساس آن ویژگیها طرح ریزی نمود، عبارتند از:

    1) علاقه کودکان به بازی

    2) قدرت و نیاز کودکان به الگوگیری، نقش پذیری و تقلید در این سن

    3) شادی کودکان و علاقه آن‌ها به مطالب آهنگین

    مراحل آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان

    هدف آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان پرورش و رشد همه جانبه کودک است. رشد و پرورش همه جانبه کودک شامل مراحل ذیل می‌باشد:

    1) رشد زبان و گفتار

    2) رشد جسمی و حرکتی

    3) رشد خلاقیت و ابراز وجود

    4) رشد ذهنی و شناختی

    5) رشد عاطفی اجتماعی روش‌های تربیت دینی کودکان پیش از دبستان

    برخی از روش‌های تربیت دینی کودکان پیش‌دبستانی عبارتند از:

    1) تربیت دینی کودک پیش‌دبستانی از طریق بازی

    2) تربیت دینی کودکان از طریق ارائه الگو

    3) تربیت دینی کودکان از طریق خواندن شعرها و متون آهنگین و شاد

    4) تربیت دینی کودکان از طریق ارائه پاسخ‌های مناسب به سوال‌های دینی آن‌ها

    روش‌های دیگر تربیت دینی کودکان پیش‌دبستانی

    با توجه دادن کودکان به نعمت‌هایی که همیشه همراه آنهاست، مثل: اندام‌های مختلف آنان (چشم، گوش، دهان و...) یا نعمت‌هایی که خیلی دوستش دارند مثل: پدر، مادر، مادر بزرگ و... یا نعمت‌های طبیعی مثل: کوه، جنگل، حیوانات، گیاهان و... با استفاده از حس زیبایی شناسی می‌توان کودکان را به خداشناسی هدایت کرد.

    با ترسیم شکل‌ها و نقاشی‌هایی که در آنها مومنان همیشه لباس‌هایی به رنگ روشن و تمیز می‌پوشند، می‌خندند و خوشحالند، می‌توان ویژگی‌های مثبت افراد متدین را به کودکان نشان داد و به طور غیر مستقیم عادات صحیح را به ایشان آموخت.

    با ترتیب دادن نمایش‌های شاد و آموزنده می‌توانیم وظایف مسلمانان را از طریق نمایش یا ایفای نقش توسط خود کودکان اشاعه دهیم و در کنار این نمایش و ایفای نقش، شعرها و نثر‌های آهنگین بخوانیم.

    با ارائه جلوه‌هایی از زندگی امامان و پیامبر اکرم (ص) که کودکان به آنها علاقه دارند مثل بازی کردن حضرت پیامبر با کودکان، سلام کردن پیامبر به کودکان و... آنان را به الگوهای مبارک دین اسلام علاقه‌مند کنیم.

    قبل از اقدام به تربیت دینی کودکان، رفتار، اعمال و شخصیت خودمان را مورد بازنگری قرار دهیم و سعی کنیم نمونه کامل اعمال و گفتار اسلامی باشیم. به همین دلیل، چگونگی انتخاب مربیان مقطع پیش‌دبستانی، بسیار بسیار مهم و حیاتی است.

    همراهی کردن کودکان پیش‌دبستانی در مراسم دینی، برای آنان بسیار لذت بخش و آموزنده است. برای مثال، همراهی کردن آن‌ها در نماز جماعت، مراسم عزاداری، مراسم میلادیه و... البته بدون ایجاد سختی و فشار برای آنان، می‌تواند آموزش عملی مراسم دینی باشد.

    سخن آخر و ارائه پیشنهاد

    عده‌ای از والدین متأسفانه به تصور اینکه فرستادن فرزندان به مراکز پیش‌دبستانی باعث تنفر و زدگی آنها در سالهای بعد می‌شود از فرستادن فرزند خود به مراکز پیش‌دبستانی امتناع می‌کنند، باید گفت که این تصور اصلا و ابدا مبنای علمی نداشته و تا کنون هم در هیچ جای دنیا چنین چیزی مطرح نبوده و به اثبات هم نرسیده است. بلکه بالعکس فرستادن کودکان به چنین مراکزی نه تنها باعث تنفر و زدگی نخواهد شد بلکه آنها را آماده ورود به مراحل بعدی آموزش نیز خواهد نمود.

    از آنجایی که تربیت اجتماعی مطلوب و سازگاری با گروه‌های اجتماعی در تنهایی و بدون فراهم شدن فرصت‌های مناسب صورت نمی‌گیرد، این فرصت‌ها هر قدر زودتر برای کودک فراهم گردد رشد اجتماعی او سهل‌تر خواهد شد از این رو جدا شدن کودک از محیط کوچک خانه، روی آوردن به محیط وسیعی است که هسته مرکزی آن را گروه همبازی ها و همسالان تشکیل می‌دهند. بخصوص که با ورود به این دنیای جدید بر دامنه مراودات و آزادی کودک افزوده می‌شود. لذا کودک را پیش از ورود به دبستان، به منظور کسب و توسعه سازگاری اجتماعی به کودکستان ها بفرستید.

    با توجه به کوچک بودن محیط خانواده و محدودیت‌های آموزشی و پرورشی و از طرفی گستردگی برنامه‌های آموزشی و پرورشی در مراکز پیش‌دبستانی لازم است که والدین در جهت تقویت و رشد شخصیتی و مستحکم نمودن پایه آموزشی فرزند خود در امر آموزش و پرورش تلاش نمایند.

    اغلب بدخلقی‌ها، لجاجت‌ها، عصبانیت‌ها و پرخاشگری‌های نوجوانان تظاهر معناداری از محرومیت‌ها، محدودیت‌ها، فشارها و تنبیه گری‌های اعمال شده نسبت به ایشان در دوران کودکی است. به همین دلیل شناخت ویژگی‌ها و نیازهای اساسی کودکان پیش‌دبستانی و تلاش مستمر برای حسن تامین آنها با مهربانی، صمیمیت، خوشرویی و صبوری از برجسته‌ترین اصول در تدوین برنامه‌های پرورشی کودکان پیش‌دبستانی است. زیرا کودک کنجکاو در این دوره اشتیاق فراوان و ذهن آماده‌ای با بالاترین ظرفیت برای یادگیری دارد. بنابراین، چنانچه ویژگی‌های کودک را به خوبی بشناسیم، فرصت‌های زیادی برای فراهم آوردن تعاملی خلاق و پویا با او در جهت یادگیری خواهیم یافت.

    با در نظر گرفتن مهم‌ترین ویژگی‌های روان شناختی کودکان پیش‌دبستانی و نیازهای اساسی آنان و با توجه به اهمیت نقش حیاتی مربی در این دوره، شایسته آن است که در تدوین اهداف پرورشی و شکوفا‌سازی توانمندی‌های بالقوه این کودکان، ضمن بهره‌مندی از وجود مربیانی آشنا به مبانی روان شناختی تعلیم و تربیت، عارف به ویژگی‌های فطری و طبیعی کودکان، برخوردار از صبوری و خوشرویی، محبت و مهربانی، صمیمیت و خوش زبانی، بصیرت و آینده‌نگری و تعهد و تقواپیشگی بیشترین ارزش برای پرورش و هدایت حس کنجکاوی و تقویت مهارت‌ها، استعدادها و توانمندی‌های بالقوه کودکان در جهت توسعه رفتارهای کنجکاوانه، هوشمندانه و عاقلانه آنان قائل شد.

    در نظر گرفتن مواردی مثل: بازی الگوبرداری و همانندسازی و علاقه کودکان به شادی و شعر و کلام آهنگین در برنامه ریزی آموزشی در مقطع پیش‌دبستان، از اهمیت اساسی برخوردار است و بدون آن نمی‌توان به موفقیت رسید.

    بهترین فرصت برای شناخت و درک سوالات کودک و جهت دادن به توانایی و تفکر خلاق او در کاربرد روش علمی و بنیان نهادن بینش علمی، مشاهده دقیق او در طی فعالیت‌های روزانه است.

    بهتر است آموزش را بر اساس فعالیت‌های خودجوش کودک و سوالات برگرفته از آن آغاز کنیم و آموزش‌های بعدی را بر بنیانی قوی و استوار بنا کنیم.

    محتوا و برنامه‌هایی برای آموزش کودکان پیش‌دبستانی از طریق متخصصان یا با مشارکت متخصصان، ارائه دهیم.

    با اطلاع رسانی گسترده و جامع از طرق مختلف، والدین را به اهمیت و اساسی بودن دوره پیش‌دبستانی آگاه کنیم.

    آموزش و پرورش با برنامه ریزی دقیق باید دوره پیش‌دبستانی را رایگان و جزء دوره دبستانی و گذراندن آن را ضرورتی برای ورود به پایه اول ابتدایی طراحی کند.

    در روش‌های تربیت دینی کودکان پیش‌دبستانی، با توجه به این که موفقیت چندانی در این زمینه حاصل نکرده‌ایم، تجدید نظر گردد.

    منابع:

    1- نشریه ماهانه آموزشی و تربیتی پیوند، تهران، شماره 242، آذر 1378.

    2- نشریه ماهانه آموزشی و تربیتی پیوند، تهران، شماره 319، اردیبهشت 1385.

    3- ماهنامه آموزشی رشد آموزش ابتدایی، تهران، سال دوم (دوره جدید)، شماره11، آذر 1377.

    4- ماهنامه آموزشی رشد آموزش ابتدایی، تهران، سال دوم (دوره جدید)، شماره12، دی 1377.

    5- کُرمی نوری، رضا، مرادی، علیرضا، روانشناسی تربیتی دوره کاردانی تربیت معلم، تهران، شرکت چاپ ونشر ایران، 1373.

    6- تقی پور ظهیر، علی، اصول و مبانی آموزش و پرورش، تهران، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ پنجم، مهر 1372.

    0

    اثر موسیقی بر کودکان

    ابتدای امر سؤالی را که در ذهن بسیاری از شماست مطرح می کنیم.

    در سال های اخیر پژوهشگران ثابت کرده اند که موسیقی نقش مهمی در زندگی انسان ها دارد ولی آیا این قدرت را نیز دارد که بر ذهن انسان ها اثر بگذارد؟

    تجربه ثابت کرده که موسیقی می تواند تمام وجود یک فرد را به تلاطم درآورد. برخی از موسیقی ها به شما آرامش می بخشند و برخی شما را عصبی و تهاجمی می کنند. به نظر شما، موسیقی چگونه می تواند این اثر را بر درون بگذارد؟

    در دنیای امروز، از موسیقی برای تاثیر گذاری بر امور مختلف استفاده می شود؛ به طور مثال موسیقی در زمینه پزشکی به عنوان نوعی درمان مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه موسیقی در تسریع امر شفابخشی، کاهش فشار خون، درمان کودکان بیش فعال، بیماری های روحی، افسردگی به ویژه افسردگی پس از زایمان، کاهش اضطراب و استرس، درمان بی خوابی، رشد بهتر نوزادان نارس و به کار برده می شود.

    جولیوس پرتنوی، پژوهشگر مطرح موسیقی طی تحقیقات زیادی دریافت که موسیقی قادر است بر سرعت سوخت و ساز بدن، کاهش یا افزایش فشار خون، سطح انرژی بدن، سیستم گوارشی و (بسته به نوع موسیقی ای که پخش می شود) اثر مثبت یا منفی بگذارد. مثلا موسیقی های ملایم مانند موسیقی کلاسیک اثربخشی بهتری روی بدن دارند و باعث افزایش آندروفین در بدن می شوند. همچنین 30 دقیقه گوش دادن به موسیقی اثری معادل یک دوز قرص والیوم دارد.

    بد نیست بدانید که با گوش دادن به موسیقی، هر دو نیمکره مغز (نیمکره های چپ و راست) درگیر فعالیت های ذهنی می شوند. البته منظور ما از موسیقی فقط خواندن شعر نیست بلکه ساز زدن، ملودی، تُن، انواع صدا ها، آکورد و ریتم را نیز شامل می شود.. تاثیر موسیقی بر افزایش حافظه و تمرکز

    امروزه ثابت شده که حافظه می تواند از طریق موسیقی تقویت شود و افرادی که از کودکی در معرض آموزش و بازی های موسیقایی بوده اند، حافظه بسیار بهتری دارند. ریتم، ملودی، هارمونی و جزو عواملی هستند که موجب تقویت حافظه می شوند. در آزمایشی که در دانشگاه هنگ کنگ انجام شد، 45 نوازنده ارکستر بین سنین 6 تا 15 سال از لحاظ قدرت حافظه و به خاطر سپردن کلمات، مورد بررسی قرار گرفتند.

    پژوهشگران دریافتند که کودکان نوازنده نسبت به هم سن و سالان غیرنوازنده خود به مراتب کلمات بیشتری را حفظ می کنند. پس از یک سال آزمایش دیگری از این گروه گرفته و مشخص شد که حافظه کودکانی که هنوز نوازنده ارکستر هستند نسبت به سال گذشته توانمند تر شده، درحالی که حافظه کسانی که از ارکستر جدا شده اند، در همان سطح باقی مانده است. همچنین موسیقی کمک به درک و انتقال بهتر مفاهیم به افراد می کند که از ارکان مهم موفقیت در زندگی است.

    اما متأسفانه برخی موسیقی ها به طور عکس عمل کرده و حتی باعث بیماری می شوند. استفاده از موسیقی های نامناسب همانند وارد کردن زهر به بدن است. دانشمندان در این زمینه، آزمایشی را روی تعدادی از گیاهان انجام دادند. تعدادی گیاه از یک نوع و در شرایط آب و هوایی یکسان، به 2 گروه تقسیم شدند. برای گروهی از آنها، موسیقی راک را با صدای بلند پخش کردند و دیدند که پس از مدتی گیاهان پژمردند و تعدادی نیز خشک شدند و برای گیاهان گروه دوم، موسیقی کلاسیک ملایم پخش کردند و شاهد رشد سریع تر آنها بودند.

    والدین و مربیان می توانند از همان دوران کودکی علاقه به موسیقی را در کودک ایجاد کنند. برای این کار چند مورد پیشنهاد می شود.

    موسیقی برای نوزاد

    برای کودکتان منتخبی از سبک های مختلف موسیقی را پخش کنید و اگر سازی می نوازید، اجازه دهید در بخشی از زمان تمرینتان، او نیز نزدیک شما باشد. البته مراقب باشید که شدت صدا، متوسط باشد زیرا صدا های بلند به شنوایی کودک آسیب می رساند.

    خواندن برای نوزاد

    این مهم نیست که شما چقدر در خواندن تبحر دارید؛ شنیدن صدای شما باعث می شود که کودکتان بهتر با کلمات و زبان مادری خود آشنا شود. نوزادان، عاشق ریتم و ملودی هستند. آنها توانایی این را دارند که یک ملودی خاص را از بین چند ملودی که می شنوند، تشخیص دهند.

    خواندن با کودک

    هنگامی که بچه ها بزرگ می شوند، از آوازخواندن لذت بیشتری می برند. کنار هم قرار دادن کلمات یک آهنگ در حقیقت به مغز کودک کمک می کند تا سریع تر یاد بگیرد و برای مدت طولانی تری آن را در خود جا دهد (تقویت حافظه)؛. به همین دلیل، اکثر ما آهنگ هایی را که در کودکی شنیده یا خوانده ایم به خاطر داریم حتی اگر سال ها از خواندن یا شنیدن آنها گذشته باشد.

    یادگیری موسیقی(ساز آواز)

    اگر شما تصمیم دارید که فرزندتان نواختن یک ساز را یاد بگیرد، نیازی نیست که تا 8-7 سالگی او صبر کنید و آنگاه او را به کلاس بفرستید؛ مغز کودکان همیشه آماده دریافت اطلاعات جدید است. آنها آمادگی یادگیری موسیقی از سنین کم را دارند. بسیاری از کودکان 4 یا 5 ساله، عاشق ساختن یک آهنگ، خواندن و نواختن ساز های ساده هستند و شروع این کار در زمانی که آنها سن چندانی ندارند، کمک می کند تا موسیقی به جزء لاینفک زندگی آنها در تمام عمر بدل شود.

    موسیقی به عنوان یک بخش مهم از زندگی کمک می کند تا مهارت های خلاقانه و گروهی در فرزندتان پرورش یابد و در آینده ای نزدیک، او به فردی کامل از نظر اعتماد به نفس، اراده، اجتماعی بودن و...

    0
    وقتی استحکام روابط زناشویی از بین می‌رود و زن و مرد دچار ناسازگاری‌های همه‌جانبه می‌شوند، راهی ‌جز جدایی باقی نمی‌ماند اما باید بدانید طلاق علاوه بر اینکه اثرات منفی برای زوج‌ها به همراه دارد، صدمات روحی جدی را نیز به فرزندان وارد می‌کند و در جسم و روح آنها آثار زیان‌باری به‌جا می‌گذارد. فرزندان بدون اینکه تقصیری در جدایی والدین داشته باشند شاهد تشنج و درگیری در خانواده خواهند بود. طلاق برای کودک به معنای وارد شدن به دو دنیای متفاوت است که باید هر کدام را به‌طور جداگانه‌ای درک کند و خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. کودکان طلاق در برابر کودکان عادی احساس تنهایی، استرس و بی‌پناه بودن می‌کنند اما والدین باید در این شرایط دشوار،امنیت عاطفی و احساس اطمینان را به کودک‌شان منتقل کنند. نسیم رضوی، کارشناس ارشد روان‌شناسی چگونگی رفتار والدین و جلوگیری از آثار مخرب طلاق بر فرزندان را از نگاهی کارشناسانه شرح می‌دهد.

    طلاق در دنیای کودکان به چه صورت است؟

    طلاق برای کودکان پراسترس، ناراحت‌کننده و گیج‌کننده است، ممکن است کودکان برای اینکه زندگی آنها به چه صورت درخواهد آمد دچار اضطراب و درگیری فکر شوند و به دلیل نقطه‌نظرهای والدین‌شان احساس عصبانیت نسبت به آنها پیدا کنند. مساله طلاق امری مهم شمرده می‌شود و از نظر هیچ‌کدام از اعضای خانواده آسان نیست، با این حال والدین می‌توانند در این مورد به گونه‌ای رفتار کنند تا این شرایط برای فرزندانش قابل تحمل‌تر شود. کمک کردن به فرزندان برای کنار آمدن با مساله طلاق می‌تواند به این صورت باشد که اول؛ ثبات را در خانه به وجود بیاورند و در درجه بعد توجه بیشتری به نیازهای بدنی و روحی روانی فرزندان شود. برای مثال والدین می‌توانند دیدگاه مثبت و اطمینان‌بخشی را به فرزندان‌شان القا کنند. برای رسیدن به این هدف پدر یا مادر در درجه اول باید مراقب وضعیت فعلی‌شان باشند و سعی کنند با همسر قبلی خود رابطه خالی از جنجال و دعوا داشته باشند. والدین نباید فرزندشان را نسبت به همسرشان بدبین کنند و ذهن فرزند خود را نسبت به طلاق به گونه‌ای صلح‌آمیز و عاری از کینه آماده کنند. علاوه براین والدین باید سعی کنند محبت کافی غیرشرطی به فرزندان‌شان عرضه کنند. به‌طور کلی صبر و حوصله، اطمینان و گوش دادن می‌تواند تنش را در کودکان کاهش دهد و به آنها کمک کند تا با شرایط جدید کنار بیایند.
    قبل از جدایی، والدین باید چگونه رفتار کنند؟

    کودکان ذاتا به حالت ثبات در خانه تمایل دارند و والدین می‌توانند با مراقبت و ایجاد روال خاص و ساختار به‌خصوص این ثبات را ایجاد کنند. در این شرایط ایجاد وضعیت مناسب برای کودکان باید در اولویت قرار گیرد. والدین برای برقراری آرامش باید به شدت از جروبحث در مقابل فرزندان اجتناب کنند. یادتان باشد کودکان نیاز دارند تا هم پدر هم مادر را در زندگی‌شان احساس کنند البته این کار با نوشتن نامه و تلفن نیز امکان‌پذیر است. پدر و مادر نباید فضایی به‌وجود بیاورند تا فرزندان مجبور به قضاوت در مورد والدین‌شان‌ شوند یا بخواهند جانبداری کنند، بلکه باید محبت را در دل فرزندان نسبت به همسرشان افزایش دهند.
    چطور والدین باید فرزندان‌شان را از طلاق خود مطلع کنند؟

    اگر والدین می‌خواهند فرزندان‌شان را از جدایی خود باخبر کنند باید صادقانه و به زبان ساده واقعیت را برای آنها مطرح کنند. پدر و مادر بعد از بیان علت طلاق باید به فرزندشان ابراز محبت کنند و به آنها بفهمانند که طلاق‌شان هیچ خدشه‌ای به علاقه آنها نسبت به فرزندشان وارد نمی‌کند، این موضوع از اهمیت بسیاری برخوردار است. والدین باید با فرزندان‌شان صادق باشند بدون اینکه در مورد مسایل قضاوتی روی همسرشان تاکید کنند و کسی را برای چنین اتفاقی سرزنش نکنند. والدین قبل از طلاق، آمادگی‌های لازم را با کودکان انجام دهند و هنگام بیان توضیحات حتما در مورد همسرشان با احترام صحبت کنند. این مساله را نیز باید خاطرنشان شوم که سن فرزندان هم در نظر گرفته شود، کودکان کم سن‌وسال نیاز به توضیحات کمتر و ساده‌تری دارند ولی کودکان بزرگ‌تر احتیاج به توضیحات بیشتری دارند. والدین باید در مورد یک‌سری تغییرات احتمالی در زندگی آینده فرزندان‌شان با آنها صحبت کنند، با توجه به این شکل مسایلی که مطرح می‌کنند حتما واقعی باشد و از داستان‌سرایی پرهیز کنند. والدین می‌توانند اتفاقاتی را که پیش آمده به زبان ساده برای فرزندان‌شان‌ تعریف کنند و به آنها اجازه دهند تا احساسات‌شان را در این مورد بیان کنند و والدین بدون اینکه دفاعی برخورد کنند با دل‌وجان به حرف‌های آنها گوش کنند. اطمینان‌بخشی و از بین بردن ترس و سوءتفاهم در درجه بعدی از اهمیت شایانی برخوردار است و البته محبت غیرشرطی را نیز نباید فراموش کرد. والدین باید به کودکان اطمینان دهند که به هیچ عنوان آنها علت طلاق نیستند.
    چگونه می‌توان حس اطمینان را در کودک ایجاد کرد؟

    در مورد بیان احساس کودکان باید به آنها کمک کرد چون آنها نمی‌توانند از طریق کلمات، احساسات واقعی‌شان را ابراز کنند، بنابراین والدین باید آنها را یاری کنند تا حرف‌هایشان را صادقانه و بدون ترس بیان کنند و از اینکه شما را با حرف‌هایشان برنجانند بیمی نداشته باشند. حمایت و محبت به فرزند، او را در مقابل این‌گونه حوادث بیمه می‌کند و این اطمینان‌بخشی، استرس را از کودک دور می‌کند. کودک باید از ادامه یافتن ارتباط با پدر و مادر اطمینان خاطر داشته باشد و بداند که هر دو والدین به همان اندازه قبل به او علاقه دارند و در صورت بروز مشکل همه خانواده با کمک هم از پس آن برخواهند آمد.
    آیا روند زندگی گذشته کودک پس از طلاق ادامه خواهد داشت؟

    ایجاد نظم در زندگی فرزندان، عامل بسیاری موثری است. این نظم هم برای کودک کم سن و هم بزرگ ضروری است. وقتی کودک در زندگی احساس نظم می‌کند، امنیت بیشتری را حس می‌کند. زندگی نامنظم به احساس ناامنی می‌انجامد برای مثال والدین می‌توانند هنگام خوردن غذا، انجام تکالیف فرزندان را مشخص کنند که این مساله موجب ایجاد نظم ذهنی می‌شود و از احساس آشوب و بی‌نظمی جلوگیری می‌کند. قوانین منزل، تشویق، پاداش و نظم گذشته باید ادامه پیدا کند. با شکستن قوانین تنها فرزندتان را لوس خواهید کرد.

    چگونه سازگاری کودک با طلاق حاصل می‌شود؟

    کودکان برای رشد سالم احتیاج به محیط آرام دارند. والدین باید اهمیت این موضوع را در نظر بگیرند و با وجود ناسازگاری‌هایشان تصمیم بگیرند تا محیطی آرام و بدون تنش برای فرزندان‌شان ایجاد کنند و بر سر این موضوع به توافق دو نفره برسند. کودک در محیط درگیری والدین آسیب می‌بیند البته طلاق نیز راه‌حل درستی نیست و مشکلی را حل نمی‌کند اما می‌تواند بین پدر و مادر توافقی باشد. کودکان به دو سال یا بیشتر زمان احتیاج دارند تا بتوانند با این مساله سازگاری پیدا کنند. این تصمیم به میزان درگیری و حمایت‌های بعد از طلاق بستگی دارد. بعضی از کودکان با طلاق پدر و مادر سازگاری پیدا می‌کنند و برخی نیز مشکل بیشتری در دوران بزرگسالی پیدا می‌کنند.

    واکنش کودک به جدایی چیست؟

    از آنجا که کودکان پیش‌دبستان مهارت‌های لازم کنار آمدن با تغییرات را ندارند، احتمال بروز مشکلات سازگاری در آنها نسبت به کودکان بزرگ‌تر بیشتر است و خودشان را به شدت گناهکار می‌دانند. در سن شش تا هشت‌سالگی این احساس گناه کمتر دیده می‌شود ولی احساس غمگینی بسیاری را به‌ دلیل از دست دادن یکی از والدین تجربه می‌کنند. کودکان بین 9 تا 12‌سال به نحوی بهتر طلاق والدین را درک می‌کنند و نوجوانان که قدرت درک بالاتری دارند، هم علت طلاق را درک و هم آن را مفهوم‌سازی می‌کنند، بنابراین می‌توانند سازگاری بهتری داشته باشند. عکس‌العمل دختران و پسران متفاوت است. دختران معمولا گوشه‌گیر و مضطرب می‌شوند ولی پسران پرخاشگر می‌شوند و سعی می‌کنند تا از اطاعت سر باز زنند.
    پدر و مادر بعد از طلاق باید چه رفتاری با کودک داشته باشند؟

    با توجه به نوع برخورد و رفتار والدین، کودکان دچار مسایل متفاوتی می‌شوند، مهم‌ترین مساله در طلاق، سازگاری والدین و ادامه داشتن دیدارها به یک اندازه با هر دو آنهاست. کودکانی که دارای خلق‌وخوی خاص هستند دچار پیامدهای بیشتری بعد از طلاق می‌شوند. پدر و مادر بعد از طلاق نباید وظایف اصلی خود را فراموش کنند و انتظار نداشته باشند که کودکان نیازهای احساسی آنها را برآورده کنند. دیدار کودک با دیگر والدین باید منظم و قابل پیگیری باشد و بعد از دیدار دیگر والدین از کودک بازجویی نکنند و نسبت به نیازهای فرزندشان حساس باشند.

    طلاق چه پیامدی روی رفتار کودکان دارد؟

    به‌طور کلی تحقیقات نشان داده کودکانی که والدین‌شان طلاق گرفته‌اند نسبت به خانواده‌های معمولی دارای مشکلات بیشتری در مدرسه نظیر مشکلات رفتاری، دیدگاه‌هایی منفی نسبت به خود، ناسازگاری با همسالان و والدین هستند. البته همه کودکان طلاق دچار این مشکلات نمی‌شوند ولی تعداد بالایی از آنها با معضلاتی این‌چنینی درگیر می‌شوند. در حقیقت یافته‌های تحقیقاتی در این مورد دوپهلو است. از سویی اکثر کودکان طلاق مشکلات جدی که احتیاج به کمک حرفه‌ای داشته باشند، ندارند و از طرف دیگر تعداد بسیاری از بچه‌های طلاق دچار مشکل می‌شوند. این کودکان احساس ناراحتی بیشتری می‌کنند و حتی چنین مشکلاتی تا پایان دوره نوجوانی با آنها همراه خواهد بود. طلاق حتی در دوران جوانی هم می‌تواند اثرات گذشته را زنده نگه دارد. برای مثال یادآوری دوری از پدر یا مادر تا 10سال بعد هم می‌تواند دردآور و غمناک باشد. از آنجایی که جوانی هم دوره‌ای است که برای ایجاد روابط جدید با والدین به سختی می‌گذرد، می‌تواند برای این افراد ایجاد اشکال کند. سوال مهم این نیست که کودکان طلاق مشکلات بیشتری دارند یا نه، بلکه این است که چه چیزی باعث ایجاد تغییر بین کودکان معمولی و کودکان طلاق می‌شود؟
    جواب این سوال فقدان والده مورد علاقه، مشکلات اقتصادی، استرس، تضادهای والدین و چیزهای دیگر است. یافته‌های جدید، توجه ما را از اثرات طلاق به خاطرات تلخ و احساس درماندگی ناشی از طلاق بر کودکان جلب می‌کند. باید به این مطلب اشاره کرد که چگونه می‌توان به کودکان طلاق از همان ابتدا کمک کرد تا خاطرات‌شان را از حالت تلخ و احساس درماندگی خارج کنند.

    آیا فرزند طلاق افسرده می‌شود؟

    همه کودکان در زمان‌هایی احساس غم و ناراحتی می‌کنند. توجه داشته باشید اگر وقفه‌ای در فعالیت کودک ایجاد شود، می‌تواند اثرات افسردگی در آنها داشته باشد. طلاق والدین و از دست دادن یکی از آنها می‌تواند علت بروز افسردگی در کودکان باشد، البته تمام بچه‌های طلاق از افسردگی رنج نمی‌برند.
    والدین برای جلوگیری از صدمات روحی و حفظ روابط سالم چه کاری باید انجام دهند؟
    اگر والدین آرامش خود را حفظ کنند و از نظر احساسی متعادل باشند، کودکان نیز احساس بهتری پیدا می‌کنند. والدین می‌توانند برای جلوگیری از مشکلات روانی، ورزش کنند و غذای سالم بخورند، چون به‌طور معمول ورزش می‌تواند استرس‌ ناشی از طلاق را کاهش دهد و خوردن غذاهای سالم باعث احساس درونی بهتر می‌شود. بهتر است والدین ارتباط‌شان با دوستان خود را حفظ کنند، ممکن است با جدایی زن و مرد برخی از روابط خانوادگی قطع شود ولی دیدار با دوستان، ذهن والدین از محیط طلاق را آزاد می‌کند و باعث می‌شود بر این موضوع ناراحت‌کننده تمرکز نکنند. کار دیگری که به والدین کمک می‌کند، نوشتن احساسات افکار و خلقیات‌شان است که می‌تواند تنش را آزاد کند و عصبانیت و ناراحتی را از بین می‌برد. والدین می‌توانند با دوستان‌شان در مورد تلخی عصبانیت خود صحبت کنند. والدین باید مراقب باشند تا احساسات منفی خود را با کودکان شریک نشوند. آنها می‌توانند لبخند را وارد زندگی کنند و طنز و شوخ‌طبعی را به خود و فرزندان‌شان هدیه دهند، این مساله باعث از بین بردن استرس می‌شود و در نهایت استفاده از راهنمایی مشاوران را فراموش نکنند.

    0

    او با اسباب بازی خود تنها بازی نمی‌کند، بلکه اسباب بازی را تبدیل به موجودی جاندار می‌کند که با او دوست می‌شود، دعوا می‌کند، درد‌دل می‌کند، نصیحت می‌کند، نگرانی‌هایش را در میان می‌گذارد و استرس خود را تخلیه می‌کند. طبیعی است که در این بین اسباب بازی‌های مورد استفاده کودک نیز اهمیت زیادی دارد.

    خوراکی نیست‌

    یکی از نکات اساسی که در انتخاب اسباب بازی کودک وجود دارد این است که کودکان خردسال عادت دارند، همه چیز را به سوی دهان ببرند. بعضی از اسباب بازی‌ها مانند اسباب بازی‌های کوچک، دکمه، تیله و... ممکن است مجاری هوا را مسدود کنند و موجب خفگی شوند، به همین علت توصیه می‌شود تا سن 3 سالگی اسباب بازی‌هایی در اختیار کودک قرار دهید که موجب خفگی او نشود. از طرف دیگر کودکان، مخصوصا بین 6 تا 18 ماهگی، به هر چیز گاز می‌زنند.

    اسباب‌بازی باید از جنسی باشد که در اثر گاز زدن نشکند. برای این سن کودکان اسباب بازی‌های نرم و قابل شست‌وشو و نشکن مناسب‌تر است. توجه داشته باشید که قسمت‌های مختلف اسباب‌بازی خوب به هم متصل شده باشد؛ چون اگر زود از هم جدا شده یا بشکند؛ ممکن است قسمت‌های شکسته شده به کودک شما آسیب برساند.

    سربی نشوید

    اگر اسباب بازی از سرب ساخته شده باشد، بسیار خطرناک است؛ زیرا سرب به علت نرمی زیاد به دست کودک مالیده می‌شود و به هنگام خوردن چیزی وارد بدن شده، باعث مسمومیت تدریجی در او می‌شود. این موضوع شامل اسباب‌بازی‌هایی که حاوی رنگ‌های دارای سرب هستند نیز صدق می‌کند. نکته دیگر این‌که نشریات و روزنامه‌ها هم سرب دارند اگر کودک آنها را بخورد همراه مرکب، سرب وارد بدن او می‌شود.

    در مضرات تفنگ‌

    تفنگ، اسباب‌بازی مورد علاقه اکثر کودکان است. البته روان‌شناسان مخالف اسباب‌بازی‌های خشن هستند و معتقدند اسباب‌بازی نباید کودک را به سوی خشونت و تکرار رفتارهای خشن سوق دهد. از سوی دیگر بیشتر این اسباب بازی‌ها به نحوی ساخته شده اند که صداهای بلندی تولید می‌کنند.

    کودکان نیز علاقه دارند که بچه‌های دیگر را غافلگیر کرده و به همین خاطر تفنگ را در نزدیک گوش آنان به صدا درمی‌آورند. در این حالت ممکن است پرده گوش کودک صدمه دیده، موجب آزار و اذیت او شده یا برای همیشه او را از داشتن یک گوش سالم محروم کند.

    اسباب بازی خوب‌

    متخصصان علوم رفتاری معتقدند اسباب بازی باید باعث فکر کردن و رشد تخیل کودک شود یا او را با مفاهیم مختلف مثل رنگها شکل‌ها و... آشنا سازد. از طرف دیگر متناسب با سن او باشد. اگر اسباب بازی برای کودک سخت باشد او را خسته می‌کند و اعتماد به نفس او را کم می‌کند. از سوی دیگر اگر خیلی ساده هم باشد کودک را به فکر کردن وادار نمی‌کند.

    اسباب‌بازی مناسب، اسباب‌بازی‌ است که خود کودک بازی کند نه این‌که اسباب‌بازی، بازی کند و کودک تماشا کند. از این منظر تمام اسباب بازی‌های باطری دار زیر سوال می‌روند. اسباب‌بازی‌هایی هستند که شکل و اندازه‌ای خاص ندارند و کودک می‌تواند به ذوق و سلیقه خود آنها را تغییر دهد، زیرا بسیار به رشد خلاقیت کودک کمک می‌کند.

    روزنامه جام جم

    0
    بازی علاوه ‌بر سلامت جسمانی، موجب سلامت روحی و روانی کودکان می‌شود

    این روزها اغلب پدر و مادرها به علت مشغله کاری زیادی که دارند زمان اندکی را به بازی در کنار فرزندانشان اختصاص می‌دهند و برنامه‌های تفریحی در برنامه روزانه بسیاری از کودکان هیچ جایگاهی ندارد. از این رو بسیاری از کارشناسان بر این باورند در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد افزایش رویکردهای جدیدی مانند ابتلا به چاقی و اضافه وزن در میان کودکان خواهیم بود که ریشه در سبک زندگی امروزی آنها دارد.

    علاوه بر ایجاد چنین تغییراتی در شیوه زندگی والدین موجب شده است اغلب والدین برنامه آموزشی گسترده‌ای را برای فرزندانشان در نظر بگیرند که تمام وقت آنها را پر کند. در حالی که در این میان جای خالی برنامه‌های تفریحی به‌وضوح احساس می‌شود.

    به گفته کارشناسان لازم است والدین کودکانی که در سنین پیش دبستانی هستند حداقل یک ساعت از روز را به برنامه‌های تفریحی و سرگرم‌کننده و بازی در پارک اختصاص دهند تا به این ترتیب علاوه بر سلامت جسمانی، سلامت روحی و روانی آینده فرزندانشان را نیز تضمین کنند. کودکانی که حداقل 2 تا 3 بار در هفته همراه والدینشان به پارک می‌روند در ایجاد ارتباط با همسالانشان موفق‌تر هستند و از آمادگی بیشتری برای آموزش‌های ذهنی برخوردارند.

    ایجاد چنین تغییراتی در سبک زندگی کودکان امروزی علاوه بر وضعیت زندگی کنونی آنها می‌تواند زندگی آینده‌شان را نیز تا حد زیادی تحت تاثیر خود قرار دهد. به گونه‌ای که بررسی‌های انجام شده نشان داده است افرادی که در کودکی بازی در برنامه روزانه آنها مورد توجه بوده است در دوره جوانی و نوجوانی نیز افرادی فعال‌تر هستند که به شرکت در برنامه‌های گروهی علاقه‌مندند.

    بنابراین به پدر و مادرها توصیه می‌شود بیش از این به نقشی که می‌توانند در آینده فرزندشان ایفا کنند، توجه داشته باشند.

    منبع:خبرگزاری رویترز